خاندان علی:جلال محمدی تبریزی
خاندان علی(ع)
خاندان علی و ننگ مزلت؟
هیهات
دامن فاطمی و لکۀ بیعت؟
هیهات
علم حادثه بردار سفر باید
کرد
پای در معرکه بگذار خطر
با ر بر بند دگر ترک وطن
باید گفت
تیغ بر گیر که با تیغ سخن
باید گفت
جاده در جاده به دیدار خدا
باید رفت
خسته پای آبله تا کرب بلا
باید رفت
طاقت هجر نداری ره هجرت
باز است
پای اگر هست ترا جادۀ جنت
باز است
فصل وصل است گر از
فاصله ها درگذرید
ای مجانین حق از سلسله
ها درگذرید
سر به شمشیر سپارید که
تقدیر اینست
شکوه زنهار که تاوان جنون
سنگین است
عشق گوید که ازاین مرحله
چون باید رفت
بی سر و بی کفن آغشته
بخون باید رفت
" هرکه دارد هوس کرب بلا
بسم الله"
" هرکه دارد سر همراهی ما
بسم الله"
جلال محمدی تبریز
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:6 توسط حسن موحدی
|