غروب کارون=باستانی پاریزی
غروب کارون از:
استاد ارجمند تاریخ:
محمد ابراهیم
با ستانی پاریزی.
دیده ام دریاست اما
زیر دریا آتش است
این خلیج سرخ را
موج گهر زا آتش است
حیرت است از چشم پرآبم
که چون دریای سرخ
آب آن شور است و
زیر آب دریا آتش است
ای بنازم سرزمینی را که
آب و باد و خاک
یعنی اصل چار عنصر
اندر آنجا آتش است
مَگذر از پیرامُن ما ای
حریف خشگ مغز
چیزی اندر سینۀ ما هست و
گویا آتش است
ای گلو ترکرده از نفت
خوزستان؛هوشدار
گر چه جز آب سیاهی
نیست اما آتش است
یاد نخلستان کارون
باد و خورشید غروب
گوئی از آن دور
در دامان صحرا آتش است
من اسیر چار موج
یَاس و ساحل دور دست
اختر است آنسو که
چشمک میزند یا آتش است
شعر من از عشق سوزان
من امشب مایه داشت
ای وطن؛عشق تو در کانون
دلها آتش است
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17:52 توسط حسن موحدی
|