راه عشق = سادات باختر





راه عشق:

از:www.roshangari.ir


راه عشق است؛اگر همسفری؛

بسم الله

اگر از غربت ما با خبری

بسم الله

عشق؛صاحبدل بی نام و

نشان میخواهد

تواگر پیرو صاحب نظری؛

بسم الله

جبل النّور به اعجاز تو دل

خوش کرده ست

راه طور است؛

اگر شعله وری؛بسم الله

شهر از قصّۀ بت های دغل

پر شده است

هرکه در قافله دارد تبری؛

بسم الله

"کاروان رفت و تو در خواب و


بیابان در پیش"

ای که از قافله جامانده تری!

بسم الله

*************


شعر خوانی خانم سارا

سادات باختر

دردیداربا رهبر معظّم انقلاب




رمضان۱۳۹۲

شهید آوینی از زبان میر شکّاک

شهید آوینی از زبان:








میر شکّاک:

کیستم من بنده ای

از بندگان مرتضی

قطره ای از بحر

ناپیدا کران مرتضی

سایه وار افتاده ام

بر آستان مرتضی

مدّعی هرگز نمی فهمد

زبان مرتضی

باطن دین محمّد

بود جان مرتضی
************
بر زمین افتاده دیدم

آسمان خویش را

رقص مرگ جان و

پایان جهان خویش را

در کف طوفان رها کردم

عنان خویش را

تا مگر پیدا کنم

نام و نشان خویش را

گم شدم اندر نشان

بی نشان مرتضی
***************
آخرین دژ  نیز ویران شد

کجا پنهان شوم

در کدامین درّه ی تاریک

سرگردان شوم

با چه امّیدی حریف مرگ

در میدان شوم

مردگان را بعد ازو

چون بر در فرمان شوم

کیست بردارد

درفش کاویان مرتضی
****************
چیست ایمان جز

انالحق گفتن رندان مست

کفر چبود

دستگاه رستن از بالا و پست

ظاهر مذهب اگر

با مذهب ظاهر نشست

باید از ایمان و کفر خویش

برداریم دست

همچو خیل دین فروش

دشمنان مرتضی
****************
جز منافق را ندیدم

منکر مردان مرد

کاه اجمال حصولی

کی شناسد کوه درد

در نگنجد در ضمیر صوفی

سودا نورد

آنکه سرتاپا

حضور آمد به میدان نبرد

درمسلمانی ندیدم

همعنان مرتضی
****************
شاه شطرنج سیاست

مات خون مرتضاست

در کف جنّ و ملک

زایات خون مرتضاست

برزبان جبرئیل

آیات خون مرتضاست

نشر دین  در انتشار

ذات خون مرتضاست

دین ما شد تازه

با خون جوان مرتضی
***************

دین ما گفتم

نه دین دین فروشان دغل

بوالحکم کیشان

قبض و بسط جهل مستدل

آیت قرآن به لب

تلمود پنهان در بغل(۱)

فهم دین مصطفی را

جسته مفتاح از هُبَل(۲)

امّت بوشست

یعنی منکران مرتضی
****************

۱- کتاب سنّت یهود



۲-نام بتی پیش از اسلام در کعبه

روز وصل=امام(ره)





روز  وصل

غم مخور،ایّام هجران رو به

پایان میرود

این خماری از سرِ ما میگساران

میرود

پرده را از روی ماه خویش،

بالا میزند

غمزه را سر میدهد،

غم از دل و جان میرود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا

می شود

زاغ با صد شرمساری از گلستان

میرود

محفل از نور رخ او نور افشان

میشود

هر چه غیر از ذکر یار،

از یاد رندان میرود.

ابرها از نور خورشید رخش

پنهان شوند

پرده از رخسار آن سرو خرامان

می رود

وعدۀ دیدار نزدیک است،

یاران مژده باد

روزوصلش میرسد،ایّام هجران

میرود




حضرت امام خمینی(ره)


از:راسخون




سر بهار ندارند بلبلان بی تو=مقام رهبری

سر بهار ندارند بلبلان بی تو




دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو



سپندوار زکف داده ام عنان

بی تو

زتلخ کامی دوران نشد دلم فارغ

زجام عشق لبی ترنکرد جان

بی تو

چون آسمان مه آلوده ام

زتنگ دلی

پر است سینه ام از انده گران

بی تو

نسیم صبح نمی آورد ترانۀ

شوق

سر بهار ندارند بلبلان بی تو



حضرت آیت الله  العظمی

سیّد علی خامنه ای


از:راسخون




دعای بسم الله=رزیتا نعمتی




یک الف-بعد هم سه تا نقطه-

این دعا زود  دستتان برسد

می دهم آب با خودش ببرد

دست آن یار مهربان برسد

احتراماً به سقف خانۀ دل

یک شکاف عمیق افتاده

از همین جا امیدوارم که

دست هایم به آسمان برسد

من تقاضای یک نظر دارم

نظرم غالباً موافق توست

این که کاری ندارد آسان است

هر که باید به میهمان برسد

یک الف-بعد هم سه تا نقطه-

جمعه آمد مسیح بفرستید

احتراماً زعشق میخواهم

تا به اوضاع مردگان برسد

نامه ها پشت نامه-امّا او...

وحدهُ لا الاهه الّا هو

با شما هم عقیده هستم من

کارد باید به استخوان برسد

شنبه،یکشنبه،دوشنبه گذشت

رود ها نامه ای نیاوردند

آنچه را از تو خواستم مگذار

پاسخش دست دیگران برسد


راسخون
=رزیتا نعمتی