مولانا جلال الّدین

رومی بلخی




      دفتر ششم:

       مثنوی

ما چو واقف گشته ایم از



چون و چند



مهربرلب های مابنهاده اند

تانگردد رازهای غیب فاش

تا نگردد منهدم عیش و معاش

تانگرددهیچکس واقف برآن

تا نسوزد پردۀ دعوی وران
 

تا ندرّد پردۀ غفلت تمام

(۱)

تانمانددیگ حکمت نیم خام.

بر نیافتد از طبق سرپوش

غیب

تانبینددیدنی راعین ریب

ماهمه گوشیم کرشدنقش

گوش

ماهمه نطقیم امّالب خموش



از: مثنوی مولوی
(۱)
(چه بغفلت امر دنیا از
جهت دنیویت منتظم است.)